انگلیسی در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1387

شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387

۱. پنج شنبه شب میون اینهمه بنز و BMW مدل بالا توی کیانپارس یه زانتیای مدل 84 !!! کوبید عقب ماشین. 

من معتقدم اگه قراره یکی بهت بزنه بهتره یه مدل بالاش باشه که جایی برای خسارت گرفتن داشته باشه. ولی اگه قرار به کسی بزنی بهتره به یه ژیانی بزنی که حرفی برای گفتن نداشته باشه.

(احتمالا زانتیا هم همین فکر رو کرده که زده دیگه !!!)

پسرک خود خود لوک خوش شانس بود. چون یه خراش هم به ماشین نیفتاد. ولی شدت ضربه چنان بود که گفتیم حتما داغون کرده.

بهش میگم: واقعا نگاه میکنی و رانندگی میکنی یا چشم بسته میرونی؟ زل زده بهم و هیچی نمیگه. سه سوت تا دید هیچی نشده در رفت. ولی شماره پلاکش از بس خاکی بوده روی سپر ماشین چاپ شده. به پرهام گفتم بذارش شاید لازم شد !!!

۲. یه فریزر گرفتم. دکور آشپزخونه کلی تغییر کرده. خیلی زیاد. با وجود اینکه فکر می کردم دلگیرتر بشه و جا کم بشه ولی کاملا عکسش شد. ما اینیم دیگه.

۳. بچه ها می گفتن نزدیک باغملک یه جایی هست به نام ‹‹ مال آقا ›› !!! یه جاییه که با همه جای اهواز فرق داره. فقط همین عکسها رو ازش پیدا کردم.

 

 

 

 

۴. تو رو خدا این سگها رو نگاه !!!

 

 

http://stripduke.web-log.nl/photos/uncategorized/2008/05/04/skoda.jpg

 

Jj

 

صد بار گفتم از حیوونا استفاده ابزاری نکنید. کی گوش میده.

 

 

http://stripduke.web-log.nl/photos/uncategorized/2008/03/10/xantud2.jpg

برای اطلاعات بیشتر: http://stripduke.web-log.nl/

 

دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387

۱. گوجه طلا شد.

۲. یه قورباغه کادو گرفتم برای روز معلم یا همون استاد

۳. ماشین آقای خمپل زاده ـ  اسمیه که پرهام روش گذاشته از بس خمپله- که همسایه طبق بالایمونه رو با چاقو سوراخ سوراخ کردن. با یکی دعواش شده اونم خواسته تلافی کنه، ماشینش رو داغون کرده. اگه بارون بیاد توی ماشینش خیس میشه. اصولا هرکی با صبا درافتاد ورافتاد. آخه چند وقت پیش بحثمون شد. حرفهای زشتی زد. فرداش اینطوری شد. البته من خوشحال نشدماااااا

۴. مامانم از سوریه برگشت. بهش میگم هواپیمات چی بود؟ میگه: نمی دونم ولی خیلی تپل بود !  !  ! فکر کنم توپولف بود ! ! ! . میگم: مامان !!! برای پرواز خارجی که توپولف نمیذارن؟ برگشته میگه: شایدم بوئینگ بود ولی شبیه توپولف بود !!!

۵. دختر خواهرم دو تا بچه داره. دخترش ۵ سالشه و پسرش ۴ ماهه. دیشب به سجاد (پسر خواهرم که ۱۰ سالشه) میگم وقتی آبجیت با بچه اش میان اونجا اذیتشون نکنی ها. میگه خودش و دخترش رو اذیت می کنم ولی پسرش هنوز استخوانش نرمن. فایده نداره. اذیتش نمیکنم !!!

۶. داشتم با گلم صحبت می کردم (برادرزاده ام). بهش میگم: قربونت برم. بیام بخورمت؟ میگه: من دلم برات تنگ شده. اول بیا خونه مامان جون ببینمت بعدش منو بخور !!!

۷. ذله شدم از این آب و هوای اهواز. البته پرهام بیشتر ذلید.

۸. یکی از دانشجوهام رفته بوده مکه. برام یه تسبیح آورده. روی تسبیحه نوشته Made in China. تو رو خدا می بینید. آخه چین رو چه به تسبیح؟

۹. خدانگهدارتون

۱۰. هیچی فقط برای اینکه به ۱۰ تا برسه.

سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387

سلام تپلم

 

تولدت مبارک پرهام تپلم

 

انشالله ۲۵۰ سال عمر کنی

 

چه اسپایسی زدیم دیشب

.